زبان مردم بخیتاری (2)
ساختار زبان بختیاری :
درساختمان زبان بختیاری ویژگیهای جلوه گر است که برشمردن آن جهت شناخت بیشتر ضرورت است این ویژگیها در روستا نشینان و یک جا نشینان بختیاری از غنای اصطلاحاتی و واژگان برخوردار است.
· بی شماری اصطلاحات بومی که نمایانگر زندگی بختیاری است و چنانچه بخواهیم به زبان پارسی ببریم معادل آن کمتر و به مغز معانی نزدیک نمی شویم .
· سودن پاره ای از واژگان فارسی به گونه ساختمان زبان خود دراوردن چون : زرzer
· زیر، خم xum خودم ،چه ،چاه، مه، که معادل آن در زبان فارسی وجود دارد
· با افزودن ستن setan به پایان بن فعلهای فارسی و ساختمان فعل فارسی را چون مصدرافعال خود ساختنچون خند،پر درخندستن و پهرستن ، خندیدن و پریدن است ،لازم به توضیح است که" پ"بعلت کشیدن پس از خود حرف "ه" را می پذیرد این ویژگی در افعالی که حرف دوم آن "ر" باشد درست است مانند:گهرستن gehrestan گرفته شدن دهرستنdehrestan دریدن ، بهرستن buhredtan بریده شدن ، سهرستن sehrestan سریدن و غیره
· بیان حرف "د"de در این زبان با صدایی بین د- ذ -ر - ث تلفظ دارد،دربیان "د"بجای اینکه سطح زبان کشیده شود ،از نوک زبان به بعد زبان جمع گردیده وبه عقب فضای دهان کشیده خواهدشد که آن شامل هر"د" در زبان بختیاری نخواهد شد همچنانکه هر"ش" در بختیاری حرف"س" نمی شود مگر حرف "ش" ضمیر.
وآن شامل حرف "د" وسط و"د" آخردر واژگان است که درگذشته این حرف با علامت مشخصی شناسه می گردید و در رسم الخط فارسی به دلیل آنکه به صورت "د" نوشته میشد در صورتی که این حرف در بختیاری درکهن روزگاران در خط وزبان پهلوی و اوستایی شناسه خود را به شکل نمایان کرده است که از نظر ظاهری "د"بسیار تفاوت دارد، چون th درزبان انگلیسی با این تفاوت که th در اول واژه نیز کاربرد زبانی دارد در صورتی که این حرف در زبانهای اوستایی ، پهلوی ،سنسکریت که ریشه در هند واروپایی دارند و نیز زبان بخیتاری در وسط و آخر واژه به این شکل خاص تلفظ می گردند چون : خدا، رهد، اوید(آمد)، داد، آلیده(آلوده).
· دگرگونی هجاها ،همچنانکه در زبان فارسی "کهن نبشت " را اکنون "نوشت" می خوانند و می نویسند این دگرگونی "ب" به "و" در زبان بختیاری رواج کامل دارد مگر "ب" اول واژه،او(آب) ، خوو(خوب)،موارک(مبارک)واژه بهار و چون آن که اول آنها با حرف "ب" شروع می شود این قاعده حاکم نخواهد بود مثلا "وهار" گفته نمیشود حتی این واژه هرگاه ترکیب گردد همچنان موقعیت خودرا حفظ کرده است چون گل بهار(ازنامها) زرباد(زیرباد- فراباددرمسیرباد)،سربار،شمبار(نام محلی ،شم بهار)
دگرگونی "و" به "ی" چون : ری "رو" می"مو"، داری"دارو" شی "شوهر" برگزیدن،دید"دود" بنابراین "و" تبدیل شده بختیاری از "ی" بارز استفاده کرده به گونه ای که "و" رادرخود حل نموده است این "و" شامل ویا "وا" در واژگانی چون سوار،هوش، هو(خورجین) و غیره نخواهد بود.
زیرا در زبان پهلوی خویش (قوم)را خوی ش khwwish با تلفظ حرف "و" و "ی" بیان میشود.
دگرگونی پاره ای حرف"ق"،"غ"به"گ" که باز از زبان پهلوی و اوستایی ریشه گرفته درزبان بختیاری معمول است چون:"قوزک،گوزک"،"منگ"،"مغز،مزگ،حرف"ژ"درزبان کمتر استفاده شده وبیشتر"ج"بیان می شود ،دگرگونی"خ"به "ه"چون خیش (هیش)،خورجین (هورجین)
· پیشوند در افعال زبانهای بختیاری وکاربرد آن:
دربرخی از فعلهای فارسی که پیشوند"بر"پیش از فعل واقع می شود هرگاه بخواهیم به صیغه های ماضی و مضارع اخباری ببریم باید "می" به فعل بیافزاییم ،این "می"پس از پیشوند قرار میگیردوبین فعلا وپیشوند فاصله انداخته،درصورتی که در فعلهای بختیاری هرگاه "می"که "ا"می باشد در ماضی و مضارع اخباری قرار گیرد دامان ترکیب فعل را رها نمی کند چون :
برگشتم ،برداشتم،برگرفتم،درفارسی چون به ماضی یا مضارع اخباری بروند چنین خواهند شد:
برمیگشتم، برمی داشتم،برمی گرفتم چون به ماضی و مضارع بختیاری بروند این چنین
خواهند شد:
"اورگشتم یا اورگردم"اورداشتم یا اوردارم"اورگرهدم"وغیره.........
برگزیده ا ز کتاب: از بختیاری تا بختیاری نوشته حسین حسن زاده زهدار
منابع :