گویش بختیاری درزبانزدها
ü پا نِه وُرچین زِیّتُر
Paneh vorchin zitar
زود پابردار (گامهایت را تند کن )
ü پاسه زِ گلیمِ خُوس درازتر کرد
Pase ze gelinkhose deraztar kerd
پاراازگلیم خودش فراتر نهاد
ü پا دّویسِه کِرد تا کارِسِه راس کرد
Pa dovise kerd ta karese ras kerd
برایش فعالیت کردتا کارش درست شد
ü پارو پِیرار رّهددِی تازّ س مّکُو
Paro pirarrahd di tazasmako
سخن پارسال وپیرارسال را تازه مکن که گذشته است
ü پاس وّر کُلوِست
Pas varkoluvest
پایش به سنگ خورد وافتاد
ü پا پِلیچّک دابِس
Papeliechak dabes
پا به پشت پایش گذاشت که زمین بخورد
ü پا گِرهِدِه کُرکِه
Pa gerehdeh korke
پسره روی پا ایستاد
ü پا تِه وردار
Pateh vordar
تند بیا (گامت را تند بردار)
ü پِیا چّندی وّنگِه
Piya chandi vangeh
مرد چقدر بیحال است
ü پِیا گّپِیه مّنده یادگارِ پِیایّل٭
Piya gapiyeh mandeh yadegare piyayal
مردبزرگی است بازمانده از مردان
ü پِیانه رُمنید کِه نُورِیساد
Piyane romind ke navorisad
مردرا انداخت که بلند نشد
ü پُشتِس بِه کُهِ لارِه٭
Poshtes be kohe gareh
پشت او به کوه لار (کلار) است
ü پّندوّ کِردِه
Pandao kerdeh
ورم کرده است
ü پُفیسِه دِر وِردِن
Pofiseh derverden
جگر سفیدش را در آوردند
ü پیرونی کرده
Piurni kerdeh
تب کرده و بیحال است
ü پِیلانه وّندی به اّو
Pilane da nehad
پولهایش را گم کرد یا باخت
ü پّتّس وّندِی به اّو
Patas vandi be ao
پته اش را به آب انداختی (رازش را بر ملا کردی)
٭ پیا اصطلاحی است برای مردان بزرگ ، شجاع وبی باک این واژه مرد که بهمه اطلاق میشود فرق زیاد دارد این واژه ریشه اوستائی دارد یعنی حماسه ساز، کسی که در جنگها شجاعت از خود نشان میدهد
٭ کوه لار که همان کلار باشد در منطقه لار چهارمحال قرارگرفته که قله آن همواره از برف مستور است
برگزیده ازکتاب گویش بختیاری تالیف : آقای عبدالعلی خسروی
منابع :