سه شنبه چهارم بهمن 1384
خاستگاه نژادي بختياري ها
درباره خاستگاه بختياري ها، بطور کلي دو نظريه وجود دارد. جمعي از پژوهشگران و مردم شناسان آنان را ايراني الاصل مي دانند. زبان و برخي از عادات و رسوم، برهان اصلي آن دسته را تشکيل مي دهد. از آن جمله " لوريمر " يکي از مستشرقين دربارهً زبان و لهجه بختـياريها به پژوهش پرداختـه است. براساس مشخصات جسمي و روحي و عادات، آنها را ايراني الاصل مي داند و معـتـقـد است که پناهگاه کوهـستاني آنها، از حملهً اعراب مصونشان داشته است. ايرج افشار نيز چـنيـين نـتـيجه اي گرفته و افزوده است : " لباس زنان بخـتـياري شباهت زيادي به لباس زنان زرتـشـتي دورهً ساساني دارد و زبان بخـتـياريان به زبان پهلوي زمان ساسانـيان نزديک است و از واژه هاي عمومي ترکي و عربي بهره نمي گيرند. "
او در جاي ديگر آورده است که بخـتـياريان از نـژاد پارس هـستـند که در سده هاي ششم و هـفـتم قبل از ميلاد با ايلاميان درآميخـته و نـژاد واحدي را بوجود آوردند. منشي سفارت روس، بارون دوبد که در زمان محـمد شاه به بخـتـياري سفر کرده است نيز براساس زبانـشان بر اين باور است که آنها ساکنان اصلي اين خاک هـستـند. وي آنها را " قوم لر " دانسته که همراه با لک ها و کردها، سه شعـبه اصلي نـژاد زند را تـشکيل مي دهـند. به علت ايراني الاصل بودن بخـتـياريها، اين قـبـيله بخـشي از کتاب قوم لر آقاي امان اللهي را تـشکيل داده است.
دسته اي ديگر بخـتـياريها را غـير ايراني دانـسته اند. شيـندلر، آنان را غير ايراني که تـبارشان به ترک ها و مغـول ها مي رسد و بـين سالهاي 1900 - 2900 قـبل از هـجرت به ايران آمده، دانسته است. او براي اثـبات ادعـاي خويش به مقـياس جمجمه سر آنها اشاره دارد که با ايراني ها فرق دارد. مورخان يوناني، بخـتـياريها را يـوناني الاصل که همراه با اسکندر مقدوني به ايران آمده اند دانسته و نوشته اند، چون ايرانـيان به آنان مي گفـتـند شما پـيروز نـشديد، بلکه بخت شما را ياري کرد، به همين خاطر به بخـتـياري معـروف شدند.
نـيکزاد، نويـسندهً محلي بخـتـياري نـيز پس از ذکر روايات مخـتـلف نـتـيـجه مي گيرد که :
" روي هم رفته از تمام اين نوشته هاو آثار و اسناد تاريخي استـنـباط مي شود که بخـتـياريان از ايرانـيان اصيل و با اکراد و الوار از ريشه و نژاد و زبانشان نـيـز همان پهلوي است ".
سه شنبه چهارم بهمن 1384
مردمان ايل بختياري در چه مناطقي زندگي مي کنند
در "پشت کوه" دو رشته کوه ديده مي شود: يکي رشته کوه هاي بيروني که ارتفاع آن به 1800 متر مي رسد و همچون سدي راه نفوذ از غرب را به منطقه مسدود کرده است. حوزه آبگير رودخانه سميره که دو منطقه پيشکوه و پشتکوه را از يکديگر جدا ساخته است، دره ايست بسيار سرسبز که اطراف آن را کوه هاي بلند فرا گرفته اند. از پيشکوه به طرف شمال شرق، و جلگه هاي آبرفتي خوزستان در ناحيه جنوب مي رسيم. پيشکوه را مي توان به دو منطقه کوچکتر هم تقسيم کرد. يکي در شرق رودخانه کاشغان (کاشگان) و در غرب آب دز و ديگري منطقه شمال غرب کاشغان که خود پيشکوه باشد. "لري بزرگ" دربرگيرنده کوه هاي بختياري است. محدوده اين منطقه در شرق به "آب دز" و در شمال غرب به رودخانه "خوشين" مي رسد. در قسمت جنوب غربي آن استان خوزستان واقع شده و در شمال فلات مرکزي کشور قرار دارد. کارون رود اصلي جاري در اين منطقه است و ريزآبه هاي متعددي در نواحي مرتفع کوهستاني به آن مي پيوندد، از آن جمله آب دز، آب بازوفت، آب ونک و رود "خوشين" در قسمت جنوبي "خوشين" منطقه کوهستاني "کوه کيلو" واقع شده است. اين منطقه نسبت به کوه هاي بختياري دور افتاده تر و عبور از آن مشکل تر است. رودخانه هايي چون مارون، زهره و خرشين در اين منطقه جاريست. نواحي جنوبي منطقه "کوه گلیویه" به استان خوزستان منتهي مي شود

